189.ساری
ما یه دوست قدیمی داریم به اسم عمو مجید و خاله فهیمه ... این دوستای گلمون در حقیقت مجید هم دانشگاهی دایی آرش بوده ولی خوب خیلی با هم دوستیم ... الان یکسالی میشه که رفتن عمان زندگی میکنن ... فهیمه هفته ی پیش برام اس ام اس داد که 1 ماه اومدن ایران ... برگشتنه از مشهد گفتم بریم ببینیمشون ... خلاصه رفتیم ساری !
بسیار بسیار گرم بود و شرجی! رسما کلافه شدیم از گرما ... شب رسیدیم و بعد از چاق سلامتی :) خوابیدیم و فردا صبحش هم رفتیم بازار گردی:) و عصری هم برگشتیم:) بسیار خوب بود و خوش گذشت با وجود کم بودنش:) ولی واقعا دلمون براشون تنگ شده بود:) راستی خاله زحمت کشیده برای شما لباس های خوشگل آورده :*





مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


189.ساری
