آمیتیس بانوآمیتیس بانو، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

آمیتیس گل سرخ مامان و بابا

189.ساری

1392/4/12 22:38
نویسنده : مامان آرام
205 بازدید
اشتراک گذاری

ما یه دوست قدیمی داریم به اسم عمو مجید و خاله فهیمه ... این دوستای گلمون در حقیقت  مجید هم دانشگاهی دایی آرش بوده ولی خوب خیلی با هم دوستیم ... الان یکسالی میشه که رفتن عمان زندگی میکنن ... فهیمه هفته ی پیش برام اس ام اس داد که 1 ماه اومدن ایران ... برگشتنه از مشهد گفتم بریم ببینیمشون ... خلاصه رفتیم ساری ! 

بسیار بسیار گرم بود و شرجی! رسما کلافه شدیم از گرما ... شب رسیدیم و بعد از چاق سلامتی :) خوابیدیم و فردا صبحش هم رفتیم بازار گردی:) و عصری هم برگشتیم:) بسیار خوب بود و خوش گذشت با وجود کم بودنش:) ولی واقعا دلمون براشون تنگ شده بود:) راستی خاله زحمت کشیده برای شما لباس های خوشگل آورده :*

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

خاله محبوبه
13 تیر 92 12:09
سلام.ممنون ميشم به وب پريا خانومي بياين و تولدشو بهش تبريك بگين


سلام خاله آدرس وبلاگتون اشتباهه!
tahmin
13 تیر 92 12:19
به به ! رسیدن به خیر
دلمون تنگ شده بود براتون شدیید

دست خاله درد نکنه چه همه لباس



ما نیز دلتنگتان بودیم خاله جونی
عاطفه
13 تیر 92 13:22
رسیدن بخیر ارام جون

این روزها که گرم و شرجی نبود تازهههههههه

ببین ما چی می کشیممممم

کاش قرار میزاشتین همو می دیدیم

ایشالا این دفعه

لباسهای دخملک هم موبارککککک

ببوسش از طرف من


حیف عاطی سدیده رو هم نشد ببینم ایشالا سری بعد
مرجان .مامان آرش
13 تیر 92 13:28
به به آرام جون.
سفرا بی خطر
هی میخواستم بگم که حتماً اکبر جوجه ی ساری بریا(برادران کلبادی)...یادم رفت.البته فکر کنم وقتت هم کم بوده.


ای بابا! مرجان دیدی ما گشنه برگشیم تخصیر تو بودااااااااا مرسی دوستم ایشالا سری بعد
هانی
13 تیر 92 14:20
چه لباس های خوشگلی ...مبارکه به شادی بپوشی خاله....



مرسی خاله
زهرا
19 تیر 92 22:57
سوغاتیا مبارک خاله !

به شادی بپوشی ...


مرسی خاله